چهارشنبه 15 اسفند1386
مدیریت وبلاگ... (صابر صبوحی) (خوش آمدید) (امیدوارم نظر یادت نره)


فال حافظ






در ميان با وفايان با وفاي من تويي گر نترسم از خدا گويم خداي من تويي















بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مردهاي قوي ...
بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسکا.
نظر بدهيد 
saber_love_682000@yahoo.com

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما عزیزان بیننده . امیدوارم که از دیدن این وبلاگ لذت ببرید هر چند که در سطح معمولی طراحی شده است . عزیزانی که مایل به تبادل لینک با من هستید لطف کنید و منو با عنوان :
عشق من
لینک کنید و بعد از اینکه منو لینک کردید به من خبر بدید تا من هم شما رو لینک کنم .
به پاس دوستی
به پستوی خاطراتت سری بزن
انقدر از کلمه ها دور بوده ای که برخی از واژه ها
سالهاست خوابیده اند
از دوستت دارم شروع کن
این بهترین کلام برای شروعی دوباره است
برای کسانی می نویسم
که در تن خسته و رنجورم با نیروی عشقشان
حس نشاط و زندگی را افریدن
برای کسانی می نویسم
که تنها با کلامشان اشنایم و با چهرشان بیگانه
فقط این را می دانم
که کسانی هستند که نور امید را در دلم کاشته اند
امیدوارم که همیشه شاهد حضورشان باشم
به نوعی دوست داشتم تشکر کنم از
همه دوستان
همتون رو دوست دارم
علاقه من به تو ( کلیک کن تا بهت بگم )
saber_love_682000@yahoo.com
ببین که چگونه لبهای ساکتم در شهوت بوسیدن لبهای معصوم تو سکوت کرده اند
شاخه گل سرخی به روی چشمانت میگذارم و با چشمانی بسته برای اولین بار تورا میبوسم
saber_love_682000@yahoo.com
این منم که تو را می خوانم
این منم که تو را می خوانم
نه پری قصه هستم در آفاق داستان
و نه قاصدکی در یک قدمی تو
من یک انسانم
کسی که همواره به یاد توست
سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی می کنم
برای کفتران چاهی دانه می ریزم
و ماه را به مهمانی درختان دعوت می کنم
این تویی که مرا در تمام لحظات می بینی
می نویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند
که تو مهربانترین مهربانی
پس آرام و گرم می نویسم
دوستت دارم
saber_love_682000@yahoo.com
آبی تر از آنم که بیرنگ بمیرم
از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم
من آمده بودم که تا مرز رسیدن همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم
saber_love_682000@yahoo.com
دو چيز را فراموش نكن : ياد خدا و ياد مرگ .
دو چيز را فراموش كن : بدي ديگران در حق تو و خوبي تو در حق ديگران .
چهار چيز را نگه دار : گرسنگيت را سر سفره ديگران، زبانت را در جمع، دلت را سر نماز و چشمت را در خانه دوست.
نظر بدهيد

ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 19:16 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
سه شنبه 1 اسفند1385
عاشقانه ها ...

من اگر روح پريشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
گله از بازي دوران دارم
دل گريان،لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
در غمستان نفسگير، اگر
نفسم ميگيرد
آرزو در دل من
متولد نشده، مي ميرد
يا اگر دست زمان درازاي هر نفس
جان مرا ميگيرد
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانم
من اگر خسته ترين انسانم
به وفاي همه بي ايمانم
دل گريان، لب خندان دارم
به تو و عشق تو ايمان دارم

خداحافظ
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!

با دلي بي تاب مي خوانم تو را
مثل شعري ناب مي خوانم تو را
در كنار جويباري از غرل
با سرود آب مي خوانم تو را
شب به قصد كوچه بيرون مي روي
در شب مهتاب مي خوانم تو را
خستگي را مي تكانم از تنت
با زبان خواب مي خوانم تو را
با لباني كه عطش بو سيده است
با صداي آب مي خوانم تو را
عكس خاموشم كه تا پايان عمر
با دلي بي تاب مي خوانم تو را
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:47 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
یکشنبه 12 شهریور1385
خوشبخت ترین کیست ؟
سكوتم را به باران هديه كردم/ تمام زندگي را گريه كردم/ نبودي در فراق شانههايت / به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
خوشبخت ترين پسر كسيست كه اولين عشق يه دختر باشد و خوش بخت ترين دختر كسيست كه آخرين عشق يك پسر باشد


saber_love_682000@yahoo.com
I LOVE YOU 
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:36 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
یکشنبه 12 شهریور1385
خواب چشمام ...
دیگه دوستم نداری ؟
حالا من يه گوشه تنهام با يه عكس يادگاري
رفتي بي وفا و گفتي كه منو دوسم نداري
حالا باز دوباره بارون مي خوره رو تن شيشه
اخه چي كم شده از تو كه مي ري واسه هميشه
عزيزم دنيا كوچيكه تو بگو اخه كجايي
ياد تو مي افتم هر وقت
هي مي گم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
تو شباي پر ستاره
دل من هواتو داره
ياد من مي مونه نيستي
بودنت خواب و خياله
روي بام خاطراتت من كبوتر شدم اما
با يه سنگ نفرت تو پريدم از بوم دنيا
حالا بعد رفتن تو من يه گوشه اي نشستم
هي مي گم كجايي اخر اخه من دل به كي بستم
ديگه خسته ام از اين عشق خيالي
هي ميگم جاي تو خالي
هي ميگم جاي تو خالي
saber_love_682000@yahoo.com

بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند.قاب عکس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
كاش مي شد بارديگر سرنوشت از سر نوشت كاش مي شد هر چه هست بر دفتر خوبي نوشت كاش مي شد از قلمهايي كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانيها نوشت كاش مي شد اشتباه هرگز نبودش در جهان داستان زندگاني بي غلط حتي نوشت كاش دلها از ازل مهمور حسرتها نبود كاين همه ي كاشها بر دفتر دلها نوشت
saber_love_682000@yahoo.com
نمينويسم، چون ميدانم هيچ گاه نوشتههايم را نميخواني، حرف نميزنم، چون ميدانم هيچ گاه حرفهايم را نميفهمي، نگاهت نميكنم، چون تو اصلا نگاهم را نميبيني، صدايت نميزنم، زيرا اشكهاي من براي تو بيفايده است، فقط ميخندم، چون تو در هر صورت ميگويي من ديوانهام
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:20 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
یکشنبه 12 شهریور1385
جات خیلی خالیه ....
شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي... سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي

ديدي اي دل غم ِ عشـق دگر بار چه کرد
چون بشد دلبـر و با يار ِ وفادار چه کرد؟
آه از آن نرگس ِ جادو که چه بازي انگيخت
آه از آن مست که با مردم ِهشيار چه کرد؟
اشک ِ من رنگ ِ شفق يافت ز بي مهري يار
طالع ِ بي شفقت بين که درين کار چه کرد؟
برقي از منـزل ِ ليلـي بدرخشيـد سحر
وه که با خرمن ِمجنـون ِ دل افگارچه کرد؟
ساقيـا جام ِ مِيَـم ده که نگارنده ي غيب
نيست معلوم که درپرده ي اسرارچه کرد؟
آن که پُـر نقش زد اين دايره ي مينـائي
کس ندانست که درگردش پرگارچه کرد؟
فکر ِعشق،آتش ِ غم،در دل ِحافظ زد و سوخت
يـار ِديرينـه ببينيد که با يار چـه کرد؟
saber_love_682000@yahoo.com
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:19 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
شنبه 14 مرداد1385
و خداوند عشق را آفرید ....

انسان با سه بوسه تكميل مي شود : 1-بوسه مادر كه با آن پا به عرصه خاكي مي گذاري 2- بوسه عشق كه يك عمر با آن زندگي مي كني 3- بوسه خاك كه با آن با به عرصه ابديت مي گذاري
saber_love_682000@yahoo.com
زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور كه باشي قشنگي
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:1 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
سه شنبه 27 تیر1385
من و تو ...
saber_love_682000@yahoo.com
عشق زیباست
عشق با روح شقایق زیباست
عشق باحسرت عاشق زیباست
عشق با نبض دقایق زیباست
عشق با زهر حقایق زیباست
عشق با در حسرت دیدار تو بودن زیباست
روزها مي آيند ومي روند ،روزهاي ولادت ووفات مي آيند و مي روند،روزهاي وصال و فراق ميِ آيند ومي روند،زيباترين ساعت هاي پُر از خاطره تداعي مي شوند ، وقتي ميفهمي كه همه چيز گذشته وفقط خاطره اي ازآن باقي مانده بدون آنكه .....بفهمي واقعا ًكي بهت راست گفته و
فقط تنها چيزي كه قلبا ًبهش ايمان داشتي توي قلبت باقي مي ماند اگرصداي قلبها فراموش نشود.
saber_love_682000@yahoo.com
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 8:34 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
سه شنبه 27 تیر1385
OFF های عاشقانه...SMS های سرکاری
OFF
های عاشقانه
سرتو بذار رو شونه هام خوابت بگیره جاخالی میدم بخوری زمین حالت بگیره

اصفهانيه میگن : انگیزت از فتح قله اورست چی بود؟میگه: بر پدر مادرش لعنت که گفت اون بالا نذری میدن....

اینجا ايران است. حکومتش ،حکومت امام زمان است.بر مبناي قرآن است. رهبرش ،رهبر مستضعفين جهان است. قوت غالب مردم نان است. بهاي نان،به قيمت جان است. ثروتش براي فلسطينيان است.دانشگاهش ،ستاره باران است. جاي روشنفکرانش ، زندان است. هر که فرياد بزند ،از کافران است. سکوت نشانه مسلمان است. شرکت در راهپيمايي بزرگترين نشانه ايمان است.انچه روز به روز ارزان ميشود جان انسان است. ، ايراني اين را براي ايرانيان بفرست

همه عشق و آرزوم برای تو ، تا قیامت میشینم به پای تو ، واسه عشقت مثل بارون می بارم ، تا یک روز بهم بگی دوستت دارم

رشتيه ميره تو يه خونه فساد ... زنشو اونجا مي بينه ، ميزنه زير گريه ....... زنش مي گه : چي شد ؟ ............. رشتيه مي گه : منو ببخش ، به خدا رفقا اغفالم کردن که اومدم اينجا ....

دوستت دارم قد يه بشكه بنزين، خاطرخواتم قد يه پمپ بنزين، روز تولد تو بهترينم، هديه بهت ميدم يه كارت بنزين

اگر ديدي جواني بر درختي تکيه کرده، بدان بنزين نداره سکته کرده....

پیراهن مشکی من از غم نیست.........اف های نداده من کم نیست............من واسه خودم یه قانونی دارم............توی قانون من هرکی که واسم اف نذاره آدم نیست

شبها خوابت نمي بره ستاره ها را بشمر، اگه كم اومد قطره هاي بارون رو بشمر، اگه بند اومد به رفاقتمون فكر كن چون نه كم مياد نه بند مياد

خداوند هيچ موقع از توسوال نمي كنه چه نو ع ماشيني روندي؟ اما حتما از تو خواهدپرسيد چند نفر پياده را به مقصد رساندي؟....... قابل توجه دخترها که هر چي بوق ميزني ناز ميکنن...... نميدونن هدف پسرها الهيه

روزي دروغ به حقيقت گفت : ميل داري با هم شنا کنيم ؟ حقيقت ساده لوح پذيرفت و گول او را خورد.آن دو با هم به كنارساحل رفتند.حقيقت لباسش را در آورد . دروغ حيله گر فوراً لباسهاي او را پوشيد.از آن روز به بعد هميشه حقيقت عريان و زشت است و دروغ درلباس حقيقت زيبا و فريبنده.

خوشبختي را ديروز به حراج گذاشتند حيف من زاده ي امروزم. خدايا جهنمت فرداست پس چرا امروز مي سوزم

بر خاک بخواب نازنين،تختي نيست. آواره شدن ,حکايت سختي نيست. از پاکي اشکهاي خود فهميدم . لبخند هميشه راز خوشبختي نيست

خدايا از روزي که منو آفريدي به جز کارهاي بد نديدي خدايا دمت گرم شتر ديدي نديدي

ميگن شمشيره تيز همه چيزو دوتا مي کنه بنازم به شمشير عشق که دوتا رو يکي مي کنه

وقتي به آسمون نگاه مي کني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره رو همه نگاه ميکنن

زندگي مثل پيانو است، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها. اما زماني مي توان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي

وقتي دلم برات تنگ مي شه مي رم پشت ابرا زار زار گريه مي کنم پس يادت باشه هر وقت بارونو ديدي بدون که دلم برات تنگ شده

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميميرم

بي اراده متولد ميشويم. بياختيار زندگي ميكنيم. بدون اينكه بخواهيم ميميريم. داريم زندگي مي كنيم و نميتونيم در تولد و مرگ دخالتي داشته باشيم، اما بياييد آنطور كه دوست داريم ديگران را دوست داشته باشيم تا وقتي كه براي هميشه ميرويم خاطرمان در ذهنها و خاطره ها باقي بمونه... بياييد دلي رانشكنيم تا نشكنند دلمان را با آرزوي عمري طولاني و شاد براي همه

هميشه با بدست آوردن اون کسي که دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست که ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميکنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي کردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه ميکشیم

موقعي كه ميخواستمت ميترسيدم نگات كنم , موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم , موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم , موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم , حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
عزيزم با من باش و از وجود من به زندگيت گرما و صميميت ببخش و سرماي سخت زندگيت را با اعتماد به من از بين ببر ، !! ايران رادياتور

پي ام هاي عشق من از غم نيست / آفهاي نگفته ي من کم نيست من واسه خودم يه قانوني دارم / توي قانون من هر کسي واسم آف نذاره آدم نيست

غروب شد.خورشيد رفت.آفتابگردان به دنبال خورشيد مي گشت. ناگهان ستاره چشمک زد.آفتابگردان سرش را پايين انداخت... گل ها هرگز خيانت نميکنند

کاغذتم ! احساستو روم بنويس ، عصبانيتت رو روم خط خطي کن ،اشکاتو باهام پاک کن ، حتي اگه سردت شد بسوزونم تا گرمت بشه ، فقط دورم نينداز

پانزده نصیحت کوچک زندگی را سخت نگیر** همیشه به قولت وفادارباش** همیشه درحال آموختن باش** روز تولدت یک درخت بکار** ازحدی که لازم است مهربانتر باش** از عبارت (متشکرم) زیاد استفاده کن** روزتولد دیگران را به خاطر داشته باش** تا می توانی جدایی ها را به وصل تبدیل کن** دوستان جدید پیدا کن اما قدیمی ها را ازیاد مبر** حداقل سالی یک بار طلوع آفتاب را تماشا کن** در همان نگاه اول به نیروی عشق ایمان بیاور** هیچوقت فرست ابرازعلاقه به دیگران را از دست نده

بي تو نمي تونم توي خونه بشينم . وقتي بيرونم فقط به فکر اينم که زود بيام و وجودتو از نزديک حس کنم . با تو من خيلي راحتم شلوار کردي

روزي درويشي موري را ديد که برنجي را بر دهان گرفته بود و مي برد، وي را پرسيد : اين برنج را از کجا آورده اي مور فرياد زد ؛ حمييييييييييييييييييييييييددد

براي عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولي کوه وفا دومي کوه صداقت سومي....... کوهي که هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايين

جيگرم! نفسم! عشقم! نازم! زندگيم !خوشگلم! ماهم! فدات بشم! بميرم برات الهي !!! بهتره ديگه از کنار آينه برم کنار

به کوه گفتم عشق چیست؟! لرزید به ابر گفتم عشق چیست؟! بارید به باد گفتم عشق چیست؟! وزید به پروانه گفتم عشق چیست؟! نالید به گل گفتم عشق چیست؟! پرپر شد به انسان گفتم عشق چیست؟! اشک از دیدگانش جاری شد و گفت: دیوانگیست

وقتيكه عاشق چشمات شدم تازه فهميدم كه زيبايي چيست وقتيكه تو رو در قلب كوچكم جاي دادم تازه صداي ضربان قلبم را شنيدم وقتيكه دست در دستان تو نهادم تازه معناي گرمي را درك كردم لحظه ها و ثانيه هايي را كه با تو سپري مي كنم بيشتر پي به معناي زندگي مي برم هنگاميكه به ياد تو هستم مي فهمم كه آرامش چيست و هرگاه به جدايي مي انديشم كنار خود سايه مرگ را مي بينم

همين روزا ميان دست گيرت مي کنن دست بند به دست ميان مي برنت جزئيات جنايت هنوز مشخص نيست اما .....اثر انگشتت روي قلب شکستم مونده

تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم
هيچ وقت به خودت مغرور نشو ....... برگ ها هميشه وقتي مي ريزن كه فكر مي كنن طلا شدن
دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازي ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم
به رشتي ميگن چند تا بچه داري ميگه 5 تا ميگن كدومو بيشتر دوست داري ميگه اونيكه باباش مهندسه
دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازي ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستي منو پيدا کني بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستي منو پيدا کني من زير راه پله قايم شدم

روزگار را گذرانديم که به خوشبختي برسيم اما دريغ که خوشبختي همان روزگاري بود که گذشت

براي دادن گل به ديگران منتظر مراسم تدفين آنها نباشين

دوست ندارم که بگويم دوستت دارم دوست د ارم که بداني دوستت دارم

کار ما نيست شناسايي راز گل سرخ کار ما شايد اين است... که در افسون گل سرخ شناور باشيم

کاش در کتاب قطور زندگي سطري باشيم ماندني ... نه حاشيه اي از ياد رفتني

اگر ميتوانستم مجازاتت کنم از تو ميخواستم به اندازهاي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي

اگه عشقم حقيره ! اگه جسمم کويره ! اگه هميشه تنهام ! اگه خاليه دستام ! هيچ خيال ني!!! براي تو عاشق ترين عاشق دنيام

زيباترين گل با اولين باد باييزي بربر شد باوفاتريندوست به مرورو زمان بي وفا شد اين بربر شدن از گل نيست از طبيعت است واين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است
SMS های سرکاری
يه ضرب المثل نميدونم كجايي ميگه كه به هيچ كس به جز خودت و خرت اعتماد نكن منم به جز خودم و خودت به هيچ كس اعتماد نميكنم
تو درختي هستي پر از احساس و محبت و سايه اش از عشق كه من الاغم را به ان ميبند
سوال روان شناسي: با جواب دادن به اين سوال ميتوانيد بفهميد افسرده هستيد يا نه! سوال:افسرده هستيد يا نه؟

تو بهترين، زيباترين، مهربون ترين، خوش تيپ ترين، دوست داشتني ترين، با شخصيت ترين دوستي که داري: منم

به اشتياق اولين دانه برف، به تحمل آخرين برگ پاييز، به گرماي تن خورشيد و به زيبايي آسمان شب قسم مي خورم كه سر كاري
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:58 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
سه شنبه 20 تیر1385
فال حافظ...
ابتدا نيّت کرده و سپس بر روی عکس کليک نماييد

ابتدا نيّت کرده و سپس بر روی عکس کليک نماييد
بازگشت به صفحه اصلی
saber_love_682000@yahoo.com
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:53 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
پنجشنبه 21 اردیبهشت1385
طالع بینی...
طالع بینی ازدواج
طالع بینی هندی
طالع بینی اسم
طالع بینی خواب
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:46 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
پنجشنبه 21 اردیبهشت1385
عشق یعنی..

عشـــق يعني….
دیگر به خلوت لحظههایم عاشقانه قدم نمیگذاری،
دیگر آمدنت در خیالم آنقدر گنگ است که نمیبینمت.
سنگینی نگاهت را مدتهاست که حس نکرده ام .
من مبهوت مانده ام که چگونه این همه زمان را صبوررانه گذرنده ای؟!
من نگاه ملتمسم را در این واژه ها پر کرده ام که شاید ....
دیگر زبانم از گفتن جملات هراسیده است.
و دستهایم بیش از هر زمان دیگر نام تو را قلم می زنند .
و در این سایه سار خیال با زیباترین رنگها چشمهایت را به تصویر می کشم
نگاهت را جادویی می کنم که شاید با دیدن تصویر چشمهایت جادو شوی .
تا به حال نوشته بودم ؟
به گمانم نه !
پس اینبار برایت می نویسم که :
دست نوشته هایت سر خوشی را به قلبم هدیه می کنند .
میخواهمت هنوز ؟؟؟
گاه چنان آشفته و گنگ می شوم که تردید در باورهایم ریشه می دواند
اما باز هم در آخرین لحظه تکرار می کنم که حتی اگر چشمانت بیگانه بنگرند.
میخوانمت هنوز ، حتی اگر دستانت مرا جستجو نکنند.
هیچ بارانی قادر نخواهد بود تو را از کوچه اندیشههایم بشوید.
و اینها برای یک عمر سرخوش بودن و شیدایی کردند کافی است.
به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که :
دلتنگت شده ام به همین سادگی .
saber_love_682000@yahoo.com
به توباز گردانم
دستانت را در دستانم بگذار تا آرزو ها ی قشنگت دوباره به سویت پر واز کنند
دستانت را در دستانم بگذار تا برایت نوید شادی بخش پر ستو ها را به ار مغان بیاورم
دستانت را در دستانم بگذارتا بتوانم امید ها در دلت زنده کنم
دستانت را در دستانم بگذار تا شاید بتوانم گوشه ای از تنهایی هایت را پر کنم
دستانت را در دستانم بگذار تا حداقل بتوانم همراهت باشم
دستانت را در دستانم بگذار تا دوباره احساس زیبایی ها را در وجودت زنده کنم
دستانت را در دستانم بگذار تا بتوانم ارامش را در تو زنده کنم
دستانت را در دستانم بگذار تا کمی از خسته گی هایت بکاهم
دستانت را در دستم بگذار تا بتوانم ارامش کودکی ات را
دستانت را در دستانم بگذار تا بتوانم کوله باری که از درد بر دوشت هست کمی من آن را به
دوش کشم
دستانت را در دستانم بگذار تا کمی از دل تنگی هایت بکاهم
دستانت را در دستانم بگذار و بدان که فا صله ای که در بین انگشتانت هست برای چیه؟؟!!
اینه که یکی اونو برات پر کنه پس به دنبال اون کس باش...
به این امید ندارم که همیشه و همیشه تا ابد دستانم را در دستانت قرار دهم
ولی بیا تا این چند صباحی که در کنار هم هستیم دستانمان در دست هم قرار گیرد و به آنچه
که
در این سالها در انظار ش بودیم برسیم از این لحظات استفاده کنیم و با هم با شیم و از کنار
هم بودن و هم صحبت هم بودنبه آرامش برسیم و حر فای نا گفته را به هم بگوییم
نا گهان چه قدر زود دیر می شود...
پس بیا تا دیر نشده دست هایمان را در دستان هم قرار دهیم تا دیر نشده...
دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا باشي پيدات ميكنم بعد بفهمي با دسته كليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فكر كني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم
saber_love_682000@yahoo.com
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:41 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
پنجشنبه 21 اردیبهشت1385
زندگی بدون ... تو ؟ ... هرگز

- آه نميدونم چرا قلبم سنگين شده . اونقدر كه فكر ميكنم زمين نميتونه وزنشو تحمل كنه.
- رازي بين تو و قلب منه كه منو اسيرت كرده رازي كه خيلي دوست دارم بدونم چيه؟
- زندگيم همش شده خيال با تو بودن و تو را داشتن . كي ميشه اين خيالو تو واقعيت ببينم؟
- و كي مياد اون روزي كه احساس تنهايي از وجود خسته من بار سفر ببنده.نميدوني تنهايي چقدر سخته.
- دستام گرماي دستاي تو رو كم داره و قلبم عشق و محبت تو رو
- و منتظرم تا بياي وبا حضورت اين كمبود ها رو جبران كني . آره منتظرت ميمونم.
- ساحل قلبم به عشق امواج خروشان عشق تو احساس ساحل بودن رو داره
- تو نذار اين ساحل احساس بودن رو و من احساس دوست داشتن رو از دست بدم
- دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم
- اگه يه روز ديدي 100 نفر دوستت دارن بدون اوليش منم .اگه ديدي یه نفر دوستت داره بدون اون يه نفر منم.
- راحت بگم اگه ديدي هيچ كس دوستت نداره بدون من مردم.
- من تو اين دنياي بزرگ ميون همه آرزوها يه آرزو دارم......تو.....
عشق يعني براش يه نامهء رمانتيك بفرستي
عشق يعني همون سلام اول
عشق يعني وقتي تو از اون بخواي كه مرد زندگيت بشه
saber_love_682000@yahoo.com
عشق يعني دستهايم ماله توست/ چشمهاي خسته ام دنبال توست/ عشق يعني ما گرفتار هميم / دوستدار هم طرفدار هميم/ هرچه ميخواهد دلش آن مي كند ميكشد مارا و كتمان ميكند/ عشق غير از تاولي پر درد نيست/ هركس اين تاول ندارد مرد نيست/ آمدم تا عشق را معنا كنم/ بلكه جاي خويش را پيدا كنم/ آمدم ديدم كه جاي لاف نيست/ عشق غير از عين و شين و قاف نيست
saber_love_682000@yahoo.com
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 23:33 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
سه شنبه 5 اردیبهشت1385
خیلی جالبه...
کاش می شد زندگی را خط به خط از نو نوشت
کاش می شد عشق را در هر صفحه،بالا نوشت
کاش می شد کینه ها را پاک کرد
گریه ها و غصه ها را خاک کرد
کاش می شد عاشقانه یاد ، داشت
تیشه ای همواره بر تزویر و بر بی داد داشت
کاش می شد پرچمی بر داد داشت
کاش می شد قاصدی در باد داشت
کاش می شد غنچه ها را وا نمود
هر نفس از شوق دریاها سرود
کاش می شد زندگی بر کام بود
دایما" در خاطر آن ساقی و آن جام بود
کاش می شد طرح نو را برنشاند
سایه عشق تو را بر دل رساند
saber_love_682000@yahoo.com
سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات..؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني..؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:43 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
یکشنبه 27 فروردین1385
لحظه های عاشقانه ....
عشق يعني خاطرات بي غبار/ دفتري از شعر و از عطر بهار/ عشق يعني يك تمنا يك نياز/ زمزمه از عاشقي با سوز و ساز/ عشق يعني چشم خيس مست او/ زير باران دست تو در دست او
saber_love_682000@yahoo.com
ديشب نديدي كه چه محشر كردم/ با اشك تمام كوچه را تر كردم/ ديشب كه سكوت دق مرگم مي كرد/ وابستگي ام را به تو عادت كردم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:56 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)
یکشنبه 20 فروردین1385
جکستان.....
چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش
نظر بدهيد
saber_love_682000@yahoo.com
جکستان
به رشتيه ميگن سخت ترين سوال كنكور چي بود؟!ميگه نام پدر

به تركه ميگن اگه يه دختربهت راه بده چكارميكني؟ميگه ازش سبقت ميگيرم

تركه ميره ساندويچي ميگه اقايه همبرگربزن
گوجه هم نزار يارو ميگه گوجه ندارم ميخواي
خيارشورنزارم

يروز يه تركه سوار خر مياد بيرون به جرمه هم جنس بازي ميگيرند اعدامش ميكنند

ئه روز ميبينن همه مرده ها سر قبرشون نشستن دليل رو ميپرسن بعد مرده ها ميگن اخه سوال هاي شب اول لو رفته

ميدوني ترك ها رو چه جوري توئ كلاس تشخيص مي دن؟.....وقتي استاد تخته رو پاك مي كنه اونا هم دفترشونو پاك مي كنن
!!!
پسرميره خاستگاري يه دختري.به دختر يه بيليط ميده.پدردخترميگه چرابيليط ميدي.پسرميگه ارايه بيليط بيانگرشخصيت است

يك روز زنه بچه مي ياره.بچه ديگرش حسودي اش مي شه. شب رو جي جي مامانش سم ميريزه.صبح كه از خواب بيدار مي شه مي بينه باباش مرده

به تركه ميگن باحسين فهميده جمله بگو مي گه حسن گوزيده حسين فهميده

يه روز يه تركه با يه خر عكس ميندازه
بعد به زنش مي گه اگه گفتي كدوم منم؟
لره مست ميكنه ميگه :ولم كنيد ميخوام برم شرت زنمو در بيارم .ميگن حالا چرا مال زنتو؟ميگه : آخه كشش كمرمو اذيت ميكنه .
قمی مي ره دكتر مي گه آقاي دكتر به نظر شما من 100 سال عمر مي كنم؟دكتر ميگه سيگار مي كشي ميگه نه.عرق :نه.ترياك:نه.غذاي چرب:نه.خانم بازي : نه. دكتر ميگه : پس مي خواي 100 سال زنده بموني چه غلطي بكني .
يه روز چند تا رفيق ميخواستن برن گردش ، تهرانيه ميگه ماشينش با من ، رشتی ميگه نهارش هم با من ، شيرازيه هم ميگه تخمه و چای هم با من ، اصفهانيه ميگه پس حالا که همتون يه چيز ميارين منم داداشم را ميارم.
يارو داشته قاشق قاشق ماست می ریخته تو دریا رفیق فارسش میاد می گه داری چیکار می کنی؟يارو می گه دارم دوغ درست می کنم.رفیقش می گه احمق آخه کی می خواد این قدردوغ بخوره؟؟؟!!!
يارو صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروز قراره يك زميني بخوريم!!!

يه بچه ميمون از مامانش ميپرسه : مامان چرا من اينقده زشتم
مامانش ميگه : پسرم برو خدا رو شکر کن که به شکل اوني که اين جک رو ميخونه
نشدي

يارو زنگ ميزنه به موبايل دوستش که خانم اپراتور شبکه مخابرات ميگه : مشترک
مورد نظر در دسترس نمي باشد , يارو ميگه اونو ولش کن خودت چطوري

به يكي ميگن يه معما بگو، ميگه: اون چيه كه درازه، زرده، موزه؟!!

يارو ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي يارو قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، يارو ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم!
دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانهست نه آهو.
يارو ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!!!

یارو 6 ماه دنيا مياد ميگن : چه جوري 6 ماه به دنيا اومدي ؟ ميگه 3 ماه سابقه بسيج داشتم
رشتيه به دوستش ميگه: خاک تو سر بي غيرتت..زنم خالکوبي عکس خواهرت را روي شيکم اصغر آقا ديده

خيلي بي معرفتي ! خيلي بد جنسي ! خيلي نامردي ! خيلي بي مرامي ! آخه نا لوطي ! من از روي چي توز بايد بفهمم موتور خريدي؟

ترکه مي گن: براي چي زدي زنتو با چاقو کشتي؟ترکه ميگه: آخه وضع ماليم اونقدر خوب نبود که بتونم تفنگ بخرم

اخونده دختر پسر رو لب تو لب تو مسجد می بینه می ره می گه مگه شما خانواده ندارین . حیا ندارین . دین ندارین .ایمان ندارین.پسره می گه چرا حاج اقا همه اینارو داریم فقط خونه خالی نداریم

جانباز 40 درصد با يه جانباز 60 درصد ازدواج ميكنه، بچه شون شهيد ميشه
با آرزوی سلامتی برای تو دوست عزیز امیدوارم که همیشه پیروز و سربلند باشی
Saber_Love_682000@Yahoo.com
wWw.MaxMan.Blogfa.cOm
زندگی به من آموخت چگونه اشک بریزم ولی به من نیاموخت چگونه سرازیرش کنم زندگی به من آموخت چگونه دوست داشته باشم ولی نیاموخت چگونه فراموش کنم
همتونو دوست دارم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:53 توسط : (¯`v´¯) صابر صبوحی (¯`v´¯)